معنی پخش و پلا
5 بازدید
[ پَ شُ پَ ] (ص مرکب، از اتباع) از اتباع. تار و مار. ترت و پَرت. تَرت و مَرت. تند و خند. پَرت و پلا. - پخش و پلا کردن؛ پراکندن. متفرق ساختن.
کلمات همقافیه با «پخش و پلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر