معنی پختکاو
5 بازدید
[ پُ ] (اِ مرکب) ادویه ای که در آب بجوشانند و بدن مریض بدان شویند. اسپرم آب. پختکاب. (فرهنگ رشیدی). و معنی ترکیبی آب پخته است. (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «پختکاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر