معنی پتی دلاکروآ
6 بازدید
[ پِ دُ ] (اِخ) فرانسوآ. مستشرق معروف فرانسوی که بسال ۱۶۲۲م. /۱۰۳۱ هـ . ق. ولادت یافته و بسال ۱۶۹۵م. /۱۱۰۶ هـ . ق. در پاریس درگذشته است. وی چهل سال مترجم زبان ترکی و عربی پادشاه فرانسه بود و تاریخ فرانسه را بترکی ترجمه کرد و تاریخ چنگیزخان پادشاه مغول و تاتار را نگاشت که بسال ۱۷۰۱ م. منتشر شد. دیگر از تألیفات او فرهنگ ترکی بفرانسه و فرانسه بترکی است. وی فهرستی از نسخ خطی ترکی و فارسی کتابخانهٔ سلطنتی نیز ترتیب داد و از وی پسری ماند سمیّ پدر. رجوع به فقرهٔ بعد شود.[ پِ دُ ] (اِخ) فرانسوا. پسر فرانسوا پتی دلاکروآ که بسال ۱۶۵۳م./ ۱۰۶۳ هـ . ق. در پاریس ولادت یافت و بسال ۱۷۱۳م./ ۱۱۲۴ هـ . ق. در همان شهر درگذشت. وی سفری به مشرق کرد و از سال ۱۶۹۰م. به بعد استاد زبان عربی در مدرسهٔ سلطنتی بود و چند سال بعد مترجم پادشاه فرانسه و جانشین پدر شد. از آثار وی یکی تاریخ سلطان ایران و وزیرانش، حکایات ترکی است که از مؤلفات شیخ زاده ترجمه شده است (۱۷۰۷م.) و دیگر ترجمهٔ هزارویکروز از حکایات ایرانی (۱۷۱۰-۱۷۱۲م.) و از وی پسری ماند موسوم به الکساندر پتی دلاکروآ.[ پِ دُ ] (اِخ) آلکساندر- لوئی- ماری. پسر فرانسوا پتی دلاکروآی (دوم) که بسال ۱۶۹۸م./۱۱۰۹ هـ . ق. ولادت یافته و بسال ۱۷۵۱م./۱۱۶۴ هـ . ق. درگذشته است. وی نیز مانند پدر مترجم دربار و استاد مدرسهٔ سلطنتی بود و ازو ترجمهٔ کتابی از ترکی بنام فهرست مطالب؛ قانون سلطان سلیمان و غیره یا وضع سیاسی و نظامی، مستخرج از اسناد رسمی دولتی عثمانیان باقی مانده که بسال ۱۷۲۵ م. چاپ شده است. دیگر مکاتیب انتقادی حاجی محمد افندی بعنوان «خاطرات شوالیه آرویو».
کلمات همقافیه با «پتی دلاکروآ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وآ» برای سرودن شعر