معنی پتگیر
5 بازدید
[ پَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) پتگر. پرویزن. ماشوب. (برهان). غربال. و رشیدی گوید: «یحتمل که تنگبیز باشد که چنین خوانده یعنی باریک بیز».
کلمات همقافیه با «پتگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر