معنی پتکداری
7 بازدید
[ پُ ] (حامص مرکب) آهنگری : بدو گفت طوس ای یل شوربخت چگوئی سخنهای بی مغز و سخت نه خسرونژادی نه والاسری پدرت از سپاهان بد آهنگری چو بر ما کمربست سالار گشت پس از پتکداری سپهدار گشت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پتکداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر