معنی پتوس
5 بازدید
[ پِ ] (اِخ) مردی رومی که او را به تهمت مخالفت با کُلد امپراطور روم محکوم به مرگ کردند و زن او مسماة به آرّی آرّیا پیش از او خود را بکشت و قبل از مرگ برای تشجیع شوهر خود گفت «پتوس، بنگر مرگ را تعبی نیست».
کلمات همقافیه با «پتوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر