معنی پتر
6 بازدید
[ پَ تَ ] (اِ) تُنُکهٔ طلا و نقره و مس و برنج و امثال آنرا گویند که در آن اسماء و طلسمات و تعویذ نقش کنند. (برهان). این کلمه هندی است. (رشیدی). و صاحب غیاث اللغات گوید پتر به فتحتین پاره های آهن پهن کرده شده و این لفظ مشترک است در هندی و فارسی مگر در هندی تاء فوقانی را مشدد آورند: هر حمایل که از آن تعبیه تعویذ زر است بازوش ویحک از آهن پتر آمیخته اند. خاقانی. چشم بد کز پتر آهن و تعویذ نگشت بند تعویذ ببرید و پتر باز دهید.خاقانی.
کلمات همقافیه با «پتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر