معنی پا بدو گذاشتن
6 بازدید
[ بِ دَ / دُو گُ تَ ] (مص مرکب) غفلةً بسرعت گریختن.
کلمات همقافیه با «پا بدو گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر