معنی پای گرفتن
5 بازدید
[ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) استوار شدن. محکم شدن : درختی که اکنون گرفته ست پای به نیروی شخصی درآید ز پای.سعدی.
کلمات همقافیه با «پای گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر