معنی پای کم آوردن
5 بازدید
[ کَ وَ دَ ] (مص مرکب) عاجز شدن. کوتاهی کردن در کاری بمقابلهٔ کسی. (غیاث اللغات): من آن کسم که چو کردم به هجو گفتن رای هزار منجیک از پیش من کم آرد پای. سوزنی.
کلمات همقافیه با «پای کم آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر