معنی پای کسی را به بند کردن
4 بازدید
[ یِ کَ بِ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) وی را اسیر و مقید ساختن : مر آن هر دو را پای کرده به بند به زندان فرستاد شاه بلند.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پای کسی را به بند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر