معنی پای برجائی
6 بازدید
[ بَ ] (حامص مرکب) رُسوخ. استواری. ثبات. پایداری. استقامت. ایستادگی. ثبات قدم.
کلمات همقافیه با «پای برجائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر