معنی پایپوش
8 بازدید
(نف مرکب، اِ مرکب) پاافزار. کفش. نوعی از پاافزار و جوراب است. (تتمهٔ برهان). چموش : هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان درهم نکشیدم مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای پوشی نداشتم تا بجامع کوفه درآمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. (گلستان).
کلمات همقافیه با «پایپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر