معنی پایپش
6 بازدید
[ پَ ] (اِ مرکب) پرخان (؟) پای بود. (لغت نامهٔ اسدی) (اوبهی). شرخاک. آواز پای : باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت دزدانند و آمد پای پَش.رودکی.
کلمات همقافیه با «پایپش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پش» برای سرودن شعر