معنی پایرنج
5 بازدید
[ رَ ] (اِ مرکب) پایمزد. حق القدم. زری که به اجرت قاصدان و شاعران و مطربان دهند که در مجلس مهمانی حاضر شوند. (برهان). انعام و زری که به قاصد یا میهمان داده شود. (غیاث اللغات). مقابل دسترنج. (آنندراج): بفرمود شه تا رقیبان گنج کشند از پی میهمان پای رنج.نظامی.
کلمات همقافیه با «پایرنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر