معنی پاگاه
5 بازدید
[ هْ ] (اِ مرکب) جایگاه اسبان (مرکب از پا و گاه بمعنی جای) اصطبل. پایگاه. آخور. و در تداول امروزین طویله. || حضیض : گر ستاره بر براق همتش اوج خواهد اوج او پاگاه باد. ابوالفرج رونی. || مخفف پایه گاه بمعنی قدر و مرتبه و منصب. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «پاگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر