معنی پاک گردیدن
6 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) طاهر شدن. || برسیدن. بسررسیدن مدت و اَجَل : چو میروک را پاک گردد هزار برآرد پر از گردش روزگار.عنصری.
کلمات همقافیه با «پاک گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر