معنی پاکیزهچهر
5 بازدید
[ زَ / زِ چِ ] (ص مرکب) زیبا. نیکروی. پاکیزه روی. نکومنظر. صبیح المنظر: که پاکیزه چهر است و پاکیزه تن ستوده به هر شهر و هر انجمن. فردوسی (شاهنامه ج ۱ ص ۳۴۲).
کلمات همقافیه با «پاکیزهچهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر