معنی پاکیزهبوم
6 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) پاک نهاد (؟): جوانی خردمند و پاکیزه بوم ز دریا برآمد بدربند روم.سعدی (بوستان). شنیدم که مردیست پاکیزه بوم شناسا و رهرو در اقصای روم. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «پاکیزهبوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر