معنی پاکنژاد
5 بازدید
[ نِ ] (ص مرکب) پاک گوهر. پاک گهر. اصیل. پاکزاد. نجیب. ممحوض النسب. خالص نسب : پادشاهی گذشت پاک نژاد پادشاهی نشست فرخ زاد گر برفت آن ملک بما بگذاشت پادشاهی کریم و پاک نژاد.فرخی. پاکیزه دین و پاک نژاد و بزرگ عفو نیکودل و ستوده خصال و نکوشیم.فرخی. خواجهٔ سید ستوده هنر خواجهٔ پاک طبع پاک نژاد.فرخی.
کلمات همقافیه با «پاکنژاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر