معنی پاکش
4 بازدید
[ کَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) مرکوب از ستور. مرکوب. مطیة. اولاغ. چاروا. و توسعاً کالسکه و درشکه و اتومبیل و جز آن.
کلمات همقافیه با «پاکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر