معنی پاکزاد

معنی پاکزاد

10 بازدید
(ن مف مرکب) حلال زاده. از نسل پاک. از نژاد پاک. پاک گهر. پاک گوهر. پاک نژاد. مقابل ناپاک زاد، سَند، بدنژاد: من از تخمهٔ ایرج پاکزاد وی از تخمهٔ تور جادونژاد.دقیقی. بزاری و سستی زبان برگشاد چنین گفت کای خواهر پاکزاد.فردوسی. من اینک پس نامه بر سان باد بیایم بنزد تو ای پاکزاد.فردوسی. بموبد چنین گفت کاین پاکزاد نگه کن که تا از که دارد نژاد.فردوسی. زبان برگشاد آنگه آواز داد فرامرز را گفت کای پاکزاد.فردوسی. تو تا باشی ای خسرو پاکزاد مرنجان کسی را که دارد نژاد.فردوسی. زواره بنزدیک رستم چو باد برفت و بگفت ای گو پاکزاد.فردوسی. برادرش چون ماه آن پاکزاد براهیم بن صفر با فرّ و داد.اسدی. کرا کس ندانستی از بوم هند که او پاکزاد است اگر نیز سند ...گذشتی ازو گر بدی پاکزاد بدی در میانش ار بدی بد نژاد.اسدی. چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «پاکزاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید