معنی پاکدل

معنی پاکدل

5 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) آنکه در دل حیله و مکر ندارد. آنکه کینه و حسد ندارد. پاک قلب. صاحب قلب سلیم. مخلص. ناصح الجیب. مقابل ناپاکدل. (فردوسی): چنین گفت کز دین پرستان ما هم از پاکدل زیردستان ما.فردوسی. که قیدافهٔ پاکدل را بگوی که جز راستی در زمانه مجوی.فردوسی. اگر شاه دیدی اگر زیردست وگر پاکدل مرد یزدان پرست.فردوسی. نگه کرد پرسنده بوزرجمهر بدان مهتر پاکدل خوب چهر.فردوسی. وزان پس چنین گفت با موبدان که ای پرهنر پاکدل بخردان.فردوسی. چو در بارگه رفت بنشاندند یکی پاکدل مرد را خواندند.فردوسی. بشد پاکدل تا بخان جهود همه خانه دیبا و دینار بود.فردوسی. برهمن چنین داد پاسخ بدوی که ای پاکدل مهتر راز جوی.فردوسی. وزان پس چنین گفت کای بخردان جهاندیده و پاکدل موبدان.فردوسی. چنین داد پاسخ بدو شهریار که ای پاکدل موبد رازدار.فردوسی. چنین گفت با موبدان و ردان که ای پاکدل نامور بخردان.فردوسی. بدان پاکدل گفت بوزرجمهر که ننمود هرگز بما بخت چهر.فردوسی. چو بشنید گفتار آن بخردان پسندیده و پاکدل موبدان.فردوسی. که ای شاه گندآوران و ردان فراوان ترا پاکدل موبدان.فردوسی. بایوان ببردند از آن تنگ جای بدستوری پاکدل رهنمای.فردوسی. سکندر چنین داد پاسخ بدوی که ای پاکدل مهتر راستگوی.فردوسی. چو بهرام آذرمهان آن شنید که آن پاکدل مرد شد ناپدید.فردوسی. بکشتند هشتاد از آن موبدان پرستنده و پاکدل بخردان.فردوسی. گرفتند یاران برو آفرین که ای پاکدل خسرو پاکدین.فردوسی. منوچهر فرمود تا برنشست مرآن پاکدل مرد یزدان پرست.فردوسی. بجستند از آن انجمن هردوان یکی پاکدل مرد چیره زبان.فردوسی. بجنبیدت آن گوهر بد ز جای بیفکندی آن پاکدل را ز پای.فردوسی. هر آنکس که دارد ز پروردگان ز آزاد و ز پاکدل بردگان.فردوسی. طاعت تو دینست آنرا که او معتقد و پاکدل و پارساست.فرخی. شاد باش ای ملک پاکدل پاک گهر کام ران ای ملک نیکخوی نیک خصال. فرخی. پاکدل را زیان بتن نرسد ور رسد جز به پیرهن نرسد.اوحدی. جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «پاکدل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید