معنی پاکدست
5 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) درستکار. با صحّت عمل. مقابل ناپاکدست : نبیرهٔ جهاندار هوشنگ هست همان راد و بینادل و پاکدست.فردوسی. گشاده زبان و دل و پاکدست پرستندهٔ شاه و یزدان پرست.فردوسی. سر بسر دعویست مرد امر و معنی دار کو تیزبینی پاکدستی رهبری غمخوار کو. سنائی.
کلمات همقافیه با «پاکدست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر