معنی پاژخ
6 بازدید
[ ژَ ] (اِ) پازخ. مالش و آزار باشد. (برهان): پاسار میکند من و خوبان را تنگ آمدم ز پاژخ و پاسارش.ناصرخسرو. ای کرده دلم غم تو رخ رخ تا چند کشم ز عشق پاژخ.عماد زوزنی.
کلمات همقافیه با «پاژخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژخ» برای سرودن شعر