معنی پاپیچ
6 بازدید
(ن مف مرکب، اِ مرکب) پاتابه. بادیج. پالیک. || (نف مرکب) پای پیچنده. به پای پیچنده. - عمل کسی پاپیچ او شدن؛ نتیجهٔ گناهی عاید او گردیدن.
کلمات همقافیه با «پاپیچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یچ» برای سرودن شعر