معنی پاپاسی
6 بازدید
(اِ) خردترین و کم بهاترینِ نقود، مانند پشیز و کمتر. - یک پاپاسی نداشتن؛ هیچ نداشتن. - یک پاپاسی نیرزیدن؛ هیچ نیرزیدن.
کلمات همقافیه با «پاپاسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر