معنی پاهک
7 بازدید
[ هَ ] (اِ) شکنجه. (اوبهی) (رشیدی) (جهانگیری). شکنجه باشد و آن آزاریست که دزدان را کنند. (برهان). و این صورت را اسدی در فرهنگ با باء موحده آورده و بیت ذیل را شاهد آن : دلمان چو آب بامی تنمان بهار بادی از بیم چشم حاسد کش کرده باد باهک. ابوشعیب. و در نسخه ای از اسدی بجای کش کرده باد، کش کنده باد است و بعقیدهٔ ما این نسخه بدل اصل است و پاهک یا باهک همان نی نی و مردمک و ببک چشم است. نه آزار و شکنجه. و شاید اصل نسخهٔ شعر هم بابک باشد صورتی از بَبَه و بَبَک.
کلمات همقافیه با «پاهک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هک» برای سرودن شعر