معنی پامفیل

معنی پامفیل

5 بازدید
(اِخ) نقاشی یونانی بمأئهٔ چهارم قبل از میلاد. مولد وی آمفی پلیس. او مؤسّس مکتب سیسیون و استاد آپلس و ملانثیوس است و نویسندگان قدیم از میان آثار او این پرده ها را نام برده اند: «فتح آطنینان»، «هراقلیطس در اَطینه» و «اولیس در زورق خویش».
(اِخ) (قدیس) از شهدا و قدیسین مسیحی. مولد در حدود سال ۲۵۰ م. و وفات در سنهٔ ۳۰۸م. او پس از قبول این کیش مدرسه ای برای اصول تعالیم مسیح در شهر قیساریه واقع در فلسطین تأسیس و کتابخانه ای دارای ۳۰ هزار جلد کتاب فراهم کرد و به شهر قیساریه بخشید. پامفیل دارای تألیفاتی دینی است که اکنون از آنها جز قطعات معدود در دست نیست و از آن جمله کتابی بنام «آپولوژی دُریژین» است که یک جلد از آن باقیست و رفین آنرا از یونانی بلاتینی ترجمه کرده است. وی بعهد ماکسیمین بشهادت رسید. ذکرانِ وی در آغاز حزیران است.
(اِ) (فرانسوی، اِ) نوعی از بازی ورق و آن به بازی مگس معروفست.

کلمات هم‌قافیه با «پامفیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید