معنی پالود
6 بازدید
(اِ) پوست برّه. بالود. (السّامی). || فالوذ. (دهار) (منتهی الارب). || (فعل) ماضی پالودن است یعنی صاف کرد و از غل و غش پاک ساخت. (برهان).
کلمات همقافیه با «پالود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر