معنی پالغز
5 بازدید
[ لَ ] (اِ مرکب) پای لغز. خطا و جرم و زَلّت. (برهان). عثر.عثرت. || زمینی که پا در آن لغزد. (رشیدی). جای لغزیدن پا. || خرابی. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «پالغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر