معنی پالاپالی
5 بازدید
(حامص مرکب) یا بالابالی. هیاهو. داد و بیداد. داد و فریاد. شور و شغب. جنگ و چلب : پس چون این پسر بیامد از این کنیز [ یعنی اسماعیل از هاجر ] ساره را خشم آمد و رشک زنانش بجنبید و شکیبائی نتوانست کردن جنگ و پرخاش اندر گرفت، و پالاپالی کردن، هر زمان با ابراهیم. (ترجمهٔ طبری بلعمی). این کلمه را با توجه به رسم الخط قدما میتوان پالاپالی و بالابالی هر دو صورت خواند و رجوع به پالاپال شود.
کلمات همقافیه با «پالاپالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر