معنی پالانیدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) افزودن؟: همچنانکه باغبان زردآلوی تلخ را می برد و بر جای آن قیسی شیرین بپالاند و افزون کند. (معارف بهاءالدین ولد). و در برهان پالاییدن بدین معنی آمده است. || فشردن. (تتمهٔ برهان).
کلمات همقافیه با «پالانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر