معنی پالامد
5 بازدید
[ مِ ] (اِخ) پادشاه اُبِ یکی از سران یونان در محاصرهٔ شهر ترواده که در افسانه ها اختراع بازی شطرنج و دیسک (گِردَه) و کعبتین و غیره را بدو نسبت کنند.
کلمات همقافیه با «پالامد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر