معنی پالار
6 بازدید
(اِ) درخت و ستون بزرگ. (برهان). پاغَر. ستون. اُستن. اُستون. شمع. تیرک. دیرک. حمّال. پادیر. پازیر. بالار.(اِخ) رودی به جنوب هندوستان که از خطهٔ میسور از کوههای بالاکات سرچشمه گیرد و سپس بجنوب شرقی و بعد از آن به مشرق جاری شود و پس از پیمودن ۳۷۰ هزارگز به خلیج بنگاله ریزد.
کلمات همقافیه با «پالار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر