معنی پاغند
6 بازدید
[ غُ ] (اِ مرکب) پنبهٔ زده باشد که بریسند یعنی محلوج. (فرهنگ اسدی). پاغُنده. کلوچ. گلوله پنبهٔ حلاجی کرده. (جهانگیری) (برهان). و رجوع به پاغنده شود.
کلمات همقافیه با «پاغند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر