معنی پاشکو
6 بازدید
[ شِ ] (اِخ) دُنا ماریا. زن دن ژوان پادیلا، آنگاه که شارل کن شوهر او را مغلوب و مقتول ساخت این زن در برابر عساکر شارل کن مقاومتی مردانه کرد و ازین رو بشجاعت مشهور شد و آنگاه که در محاصره افتاد بگریخت و بمملکت پرتقال رفت و پس از مدتی توقف هم در آنجا وفات یافت.[ شِ ] (اِخ) فرانسوا. رجوع به پاچکُ شود.
کلمات همقافیه با «پاشکو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کو» برای سرودن شعر