معنی پاشنا
6 بازدید
(اِ) پاشنه. عقب : عملهای جهان برعکس هم هست که بر ملکت گدائی را دهد دست چنین هم دیده ام کافسرده پائی بتخت زر دریده پاشنائی. امیرخسرو دهلوی (از فرهنگ جهانگیری). نیست مدبر اهل ترک ار خودندارد کفش از آنک هر شکاف از پاشنایش دین و دولت را دراست. امیرخسرو دهلوی. || خیار و خربزه و هندوانه و کدو و امثال آنرا نیز گفته اند که بجهت تخم نگاه دارند. (برهان).
کلمات همقافیه با «پاشنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر