معنی پاشان
6 بازدید
(نف، ق) در حال پاشیدن : همی پای کوبنده بر فرش چین ز سر مشک پاشان گل از آستین.اسدی.(اِخ) قریه ای از هرات و از آنجاست ابوعبید احمدبن محمدبن ابی عبید مؤدّب هروی پاشانی و آنرا فاشان نیز گویند.
کلمات همقافیه با «پاشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر