معنی پاسیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) پاس داشتن. (برهان). نگاهبانی کردن : میان مردمان نگریستن و پاسیدن این معنی ها را خلاف است در روشنائی ستارگان. (التفهیم). || بیدارخوابی داشتن. (از برهان). خواب خرگوشی داشتن.
کلمات همقافیه با «پاسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر