معنی پاسپار
5 بازدید
[ سِ ] (اِ مرکب) پاسار. لگد. (جهانگیری) (برهان). تیپا. || (ن مف مرکب) پای سپر. لگدکوب. (برهان). پی سپر. پایمال. - پاسپار کردن؛ لگدکوب کردن. پایمال کردن. پی سپر کردن.[ سُ ] (اِ مرکب) لگدبازی باشد که طفلان در آب و در خشکی میکنند. (برهان بنقل از مؤیدالفضلا).
کلمات همقافیه با «پاسپار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر