معنی پاسوار
6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) سوارپا. پیادهٔ جلد و چابک. (برهان).
کلمات همقافیه با «پاسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر