معنی پارینه
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی) منسوب به پار. پارین. پارسالین : چند خرامیّ و تکبر کنی دولت پارینه تصور کنی.سعدی. برو زن کن ای خواجه هر نوبهار که تقویم پارینه ناید بکار.سعدی. - امثال: من همان احمد پارینه که بودم هستم. رو که همان احمد پارینه ای. || سال گذشته. سال پیش. پار: این طاس خالی از من و آن کوزه ای که بود پارینه پر ز شهد مصفی از آن تو.وحشی. || کهنه. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «پارینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر