معنی پارهپار
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) رجوع به پاره پاره شود. - پاره پار شدن؛ پاره پاره شدن : فراوان بگشتند در کارزار همان تیغ با گرز شد پاره پار.فردوسی. - پاره پار کردن؛ پاره پاره کردن : بفرمان آن خسرو نامدار بکردند از آن پس ورا پاره پار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پارهپار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر