معنی پارتاک
7 بازدید
[ رِ ] (اِخ) یا پارتاسن ولایتی بجانب جنوب شرقی سغد. اسکندر آنرا پس از اتمام کار سغد و بزنی کردن رُخسانه دختر حاکم آن ناحیت بگشود و خورین حکمران آنجا را باز ولایت داد. رجوع به تاریخ ایران باستان مشیرالدوله صص ۱۷۳۹-۱۷۴۰ شود.
کلمات همقافیه با «پارتاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر