معنی پاراو
5 بازدید
(ص) پیر. (فرهنگ اسدی). || زن پیر. (اوبهی) (برهان). پیر زال. (برهان). گنده پیر: زن پاراو چون بیابد بوق سر ز شادی کشد سوی عیوق.منجیک.(اِخ) بلوکی از قزوین. (برهان).
کلمات همقافیه با «پاراو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر