معنی پاراب
6 بازدید
(اِ مرکب) زراعتی که به آب چشمه و کاریز و رودخانه و مانند آن کنند مَسقوی. آبی. مقابل دیم.(اِخ) فاراب. پاراو. ناحیتی است [ به ماوراءالنهر ] با نعمت و قصبهٔ او را کدر خوانند و مردمانی اند جنگی و دلاور و جای بازرگانان است و شهرک سوناخ از وی است. (حدود العالم): نیست آن سر، کدوی پاراب است نه چنان سر، کدوست در پاراب.سوزنی. و رجوع به فاراب شود.
کلمات همقافیه با «پاراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر