معنی پادیر
6 بازدید
(اِ مرکب) چوبی بود که پیش دیوار شکسته یا زیر آن نهند مانند ستون تا دیوار نیفتد. (حواشی فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی). شمع. دیرک : نه پادیر باید ترا نه ستون نه دیوار خشت و نه آهن درا.رودکی. دیوار کهن گشته نه بردارد پادیر یک روز همه پست شود رنجش بگذار. رودکی. گردون برای خیمهٔ خورشید فلکه ات از کوه و ابر ساخته پادیر و سایه بان. حافظ. و رجوع به پادیز شود. صاحب برهان این کلمه را با راء مهمله و نیز با زاء منقوطه هر دو ضبط کرده و در نسخهٔ فرهنگ اسدی آقای نخجوانی نیز که بناء آن بر ضبط قوافی است هم در قافیه راء و هم در قافیهٔ زاء دو شعر مختلف شاهد از رودکی برای دو ضبط آورده است. و نیز صاحب برهان قاطع در کلمهٔ سدیر گوید مرکب از سه بمعنی ثلاثه و دیر است و دیر بزبان پهلوی بمعنی گنبد است - انتهی. اگر این دعوی را معنی باشد در آن حال پادیر بمعنی پایهٔ گنبد است یا ستون آن. اما برخی دیگر این کلمه را مرکب از پاد و دیر و معنی ترکیبی آنرا دیرپا دانسته اند. کلمات دیرک و تیر که امروز هم متداول است پادیر خواندن کلمه را تأیید می کند و رجوع به پادیز شود.
کلمات همقافیه با «پادیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر