معنی پادنگ
6 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) دنگ برنج کوبی پائی و دنگ چوبی باشد به هیأت سر و گردن اسب و چون پای بر یک سر آن نهند سر دیگر بلند شود و چون پای بردارند آن سر دیگر فرود آید و شلتوک کوفته شود و برنج از پوست برآید و برای جدا کردن پوست دیگر غلات نیز بکار است. پادنگه. نوع دیگر که با فشار آب حرکت کند آبدنگ نامیده شود. || در اصطلاح ساعت سازان مقابل پاملخ.[ دَ ] (اِخ) شهر و بندر جزیرهٔ سوماترا دارای ۴۷۰۰۰ تن سکنه و از صادرات آن قهوه است.
کلمات همقافیه با «پادنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر