معنی پادشاهی راندن
5 بازدید
[ دْ / دِ دَ ] (مص مرکب) سلطنت کردن : و چون او را وفات آمد دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی میراند. (ابن بلخی).
کلمات همقافیه با «پادشاهی راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر